مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

مهدی عظیمی میرآبادی

سایت شخصی، غیررسمی، و غیرقابل استناد

مهدی عظیمی میرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم(1)
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (2)
الرَّحْمـنِ الرَّحِیمِ (3)
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (4)
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (5)
اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (6)
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (7)

طبقه بندی موضوعی

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سینما» ثبت شده است

رده بندی بهترین فیلم های بخش سودای سیمرغ جشنواره 36
رده بندی فیلم های بخش سودای سیمرغ جشنواره 36 از نظر ارزشمندی پیام و محتوا

نتیجه نظرسنجی انجام شده در باره جشنواره 36 فیلم فجر، به زودی اعلام می شود.

فیلم محبوب من در زمینه دفاع مقدس، «آژانس شیشه ای» ابراهیم حاتمی کیاست. این فیلم از آن آثاری است که بارها می توان دید و اطلاعات و ریزه کاری های بیشتری از آن دریافت کرد. به نظرم این فیلم یکی از نوادر سینمای ایران است که آن سه گانه ای را که باید داشته باشد دارد؛ سه گانه ای که هر فیلمی باید سعی کند به طرز اعلا داشته باشد. اول وجه فنی و هنری است که آژانس شیشه ای بخوبی این جنبه را دارد و مخاطب را به اعتراف وا می دارد که فیلم هنرمندانه و باشکوهی دیده است. نکته دوم این که هر فیلمی باید کار رسانه هم انجام دهد و آن پیام های موردنظر نویسنده و کارگردان را بخوبی به مخاطب منتقل کند. سومین نکته از منظر ارتباط با مخاطب وجه صنعتی فیلم است که آژانس شیشه ای در این زمینه هم موفق عمل کرد و یادم است در همان مقطعی که اکران شد، جایزه بزرگی را به خاطر فروش بیشتر از ۵۰۰ میلیون تومان دریافت کرد. این فیلم از همان سال های ۷۶ و ۷۷ در هر بار نمایش، همچنان تماشاگر دارد و هیچ کس از دیدن این فیلم احساس خستگی نمی کند. آژانس شیشه ای، بهترین الگو و کلاس درس برای فیلمسازان و علاقه مندان به فیلمسازی است. جایگاه ابراهیم حاتمی کیا در سینمای دفاع مقدس ارزشمند است، اما انتخاب من در بخش بهترین کارگردان این عرصه، عزیزالله حمیدنژاد است که با جدیت و موشکافی فیلم های خیلی خوبی در سینما و بویژه درباره جنگ ساخته، دراین میان باید به فیلم خوب و تاثیرگذار «اشک سرما» اشاره کنم.

در رابطه با نمایش فیلم های ارزش مدار، چند فرضیه وجود دارد:

1-      به هر دلیل درست یا غلط، فیلم های ارزش مدار در پروسه نمایش و اکران در سینماهای کشور دچار مشکل می شوند و مردمی که مایلند آثار ارزش مدار را در سینما ببینند، به همان دلایل موفق نمی شوند.

2-      مسئولان اکران سینما (شورای صنفی نمایش) معتقدند یا لاأقل اینطور اعلام می کنند که فیلم های ارزش مدار برای گیشه جذابیت ندارند و برای اکران در سالن های سینما فاقد توجیه اقتصادی هستند. بنابراین به صرفه و صلاح نیست که این گونه از فیلم ها در سالن های سینما نمایش دهند در حالی که قادر نیستند کمترین حد تماشاگران را به سالن ها بکشانند. ایشان این گونه مطرح می کنند که بسیاری از فیلم های ارزش مدار حتی قادر نیستند خود را به کف فروش برسانند.

3-      نزدیک به یک سوم ( و حتی بیشتر) از سالن های سینمای کشور در اختیار بخش دولتی (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت آموزش و پرورش، و...)، نهادهای حکومتی (حوزه هنری، نیروهای مسلح، و...) و نهادهای عمومی (شهرداری ها و...) است.

4-      بخش عمده­ ای از سالن هایی که جزو سالن های استاندارد سینمایی نیستند اما امکان نمایش فیلم در آن ها موجود است، متعلق به بخش دولتی، حکومتی، و عمومی است.

5-      ظاهر امر نشان می دهد که ارزش مداری در فیلم (حتی اگر فیلمی از نظر کیفیت فنی و هنری هم رتبه بالایی داشته باشد) با منافع سالن های سینما (و یا تدبیر مسئولان اکران) مغایرت دارد و به صلاح نیست وضعیت اقتصادی و مالی سالن های پر هزینه سینما را با نمایش فیلم های «نفروش» به خطر انداخت.

6-      بعضی از خانواده های ارزش مدار حاضر نیستند به بعضی سینماها بروند و دلیل آن را فضای نامناسب احتمالی در فیلم ها و محیط سالن های نمایش فیلم می دانند.

لذا به نظر می رسد از یک سو برای حفظ حقوق مالکانه بخش خصوصی در سینما، و از سوی دیگر برای احساس امنیت و آشتی مخاطبان غریب افتاده سینما در سراسر کشور، و از جهتی دیگر برای ایجاد انگیزه بیشتر در میان فیلمسازان و سینماگران کشور در جهت ساخت فیلم های ارزش مدار، بهتر است کنسرسیومی از نهادها و مراکز دولتی، حکومتی، و عمومی تشکیل شود و فیلم های ارزش مدار را مطابق با یک برنامه ریزی صحیح و اصولی در آن به نمایش بگذارند تا هم سالن های سینما به خاطر نمایش فیلم های ارزش مدار متضرر نشوند و هم فیلم های ارزش مدار بدون تماشاگر نمانند.

این فقط یک پیشنهاد است و قابل بحث و انتقاد، والسلام

اقتصاد مقاومتی

بی اعتنایی مدیران سازمان سینمایی به شبکه نمایش خانگی در تضاد با شعار اقتصاد مقاومتی است چرا که بر اساس تجربیات گذشته توجه به این حوزه می توانست زندگی اهالی سینما را ارتقا دهد و امروزه آن ها وضعیت شغلی و رفاهی بهتری داشته باشند.

شبکه نمایش خانگی این پتانسیل را دارد تا چندین و چند برابر فروش سالن های سینما بتواند فروش داشته باشد اما چون سینمای سالنی جلوه بهتری دارد و متأسفانه برخی از مدیران سینمایی هم به دنبال ظاهرگرایی هستند توجه به شبکه سینمای خانگی از اولویت آن ها خارج شد و علیرغم دلسوزی متعهدانه برخی دیگر از مدیران و نیز هنرمندان بخش خصوصی که می خواستند این حوزه سرپا بماند شبکه نمایش خانگی به دلیل غفلت مدیران سینمایی جایگاه ارزشمند خود را به طور کلی از دست داد و رو به افول رفت!

امروزه تنها افرادی حاضر به سرمایه گذاری در شبکه نمایش خانگی هستند که سرمایه خفته ای دارند و هیچ نگرانی ای برای بازگشت و یا عدم بازگشت سرمایه شان ندارند و اغلب تهیه کنندگان سینما جرأت ریسک کردن برای سرمایه گذاری در این حوزه بسیار مهم را از دست داده اند.

اگر قرار باشد اقتصاد مقاومتی در سینمای کشور حاکم شود، بهترین روش برای برداشت اقتصادی از آن در حوزه سینمای خانگی است، چون شبکه سینمای خانگی محدودیت جدی­ ای برای تولید آثار ندارد و هر تعداد فیلم ساخته شده را می توان در طول سال پخش کرد. از طرف دیگر مثلا اگر در طول یک سال ۳۰۰ فیلم سینمایی هم در این حوزه تولید شود و برای هر فیلم تنها ۴۰ نفر عوامل به کار گرفته شوند بیش از ۱۲ هزار نفر از اهالی سینما و تلویزیون در طول یک سال می توانند کار کنند و زندگی معیشت خود را تأمین نمایند و ما شاهد این همه فقر و بیکاری در جامعه سینمایی نباشیم. بنابراین هم مشکل تولید در زمینه سینما حل می شود و هم مشکل اشتغال.

پیش از این هم در حوزه شبکه نمایش خانگی این کارها انجام شده است و ما شاهد بوده ایم که مثلا فروش یک سال شبکه نمایش خانگی نزدیک به ۸۰۰ میلیارد تومان شده است که چندین برابر فروش کل سال سینمای سالنی ایران در زمان خود بوده است؛ پس در این زمینه به نوعی نیاز به هیچ آزمون و خطایی نیست. بلکه تنها اگر دغدغه ای جدی و واقعی از سوی متولیان و مدیران سینمایی بخش های دولتی و خصصی برای تحقق اقتصاد مقاومتی وجود داشته باشد به سادگی می توانیم شاهد این عملکرد خیره کننده باشیم.

در واقع اقتصاد مقاومتی باید به گفتمان عمومی جامعه بدل شود و از آنجا که فعالیت های فرهنگی همیشه در جامعه بسیار موثر است و می تواند مانند یک کلاس درس برای عموم افراد جامعه کارآیی داشته باشد، مجموعه مدیران، هنرمندان، رسانه ها، و دست اندرکاران عرصه فیلم و سینما در این میدان نقش خود را به درستی ایفا کنند. مثلا چقدر خوب است که مدیران فرهنگی و سینمایی کشور با دعوت از افرادی که در حوزه فرهنگ سازی اقتصاد فعالیت می کنند، برای هنرمندان کنفرانس ها، ورک شاپ ها و جلسات آموزشی مفید و فشرده برگزار کنند و این موضوع را مورد بحث قرار دهند که چگونه می توان از طریق انجام کارهای فرهنگی مانند سینما، تلویزیون و... جامعه را با اقتصاد مقاومتی آشنا کرد و او را به این سمت سوق داد.

روحیه اشرافی گری موجود در فیلم ها و سریال ها اساسا با اقتصاد مقاومتی منافات دارد، با این حال متأسفانه در بسیاری از آثار سینمایی و تلویزیونی ما شاهد نشان دادن مردمی هستیم که زندگی شان هیچ رنگ و بویی از اقتصاد مقاومتی ندارد.

به برخی از مشکلات موجود در چرخه سیاستگزاری، مدیریت، تولید، عرضه، و زیرساخت­ های فیلم و سینمای کشور (بدون تنظیم بر اساس اولویت) به شرح زیر اشاره می­ شود:

1.            وجود ابهامات قانونی و شفاف نبودن مطالبات بخش­های دولتی و خصوصی

2.            ابهام و ناشناخته بودن امکانات و قابلیت‌ها، محدودیت‌ها و تنگناهای توسعه بخش سینما

3.            ناکافی بودن تعداد موسسه‌های فعال در حوزه تولید و نمایش فیلم، و ناکارآمد بودن بخش قابل توجه آنان.

4.            ناکارآمدی و نامطلوبی وضعیت تبلیغات فیلم­ ها در سینمای ایران

5.            همکاری ناکافی صدا و سیما به عنوان رسانه فراگیر و ملی، در تبلیغ و حمایت از فیلم­های سینمای ایران

6.            کم توجهی به ابزارهای  جدید تبلیغی مانند اینترنت، شبکه های اجتماعی، و امثال آن

7.            عدم رعایت ترتیب و اولویت های اصولی در بهره ­گیری فیلم­ها از سیستم ­های عرضه و نمایش فیلم

8.            عدم تکافوی مقررات و سیاست­گزاری­ ها و حمایت‌های لازم در خصوص مبارزه با قاچاق و تکثیر غیرمجاز فیلم

9.            نبود ساختارها و نظام‌های مناسب قانونی برای حمایت از تولید و عرضه فیلم

10.       به روز نکردن دانش و عدم آموزش مداوم دست­ اندرکاران سینمای ایران در بخش­ های مختلف، به خصوص بخش­ های مدیریتی

11.       فقدان تناسب بین آموزش‌های رسمی و نیازهای حرفه ­ای در سینما

12.       روزآمد نبودن متون و کتب درسی سینمایی

13.       عدم نظام سالم و مطمئن استعدادیابی

14.       فقدان نظام قابل اتکای راهنمایی شغلی

15.       ناکافی و نامساعد بودن امکان مشارکت بخش خصوصی در سینما

16.       شفاف نبودن حدود و مرزهای تقسیم کار حکومتی، دولتی، ملی، عمومی، و بخش خصوصی

17.       کهنگی و ناکارآمدی و پیچیدگی غیرضروری ساختارها، و وظایف نهادهای دولتی و خصوصی

18.       وابستگی سینما در ایران به دولت به معنای واقعی کلمه

19.       بی ­پناهی و استضعاف افراد، سازمان­ها و موسسه­ های بخش خصوصی در منازعات و اختلافات سیاسی، ارزشی، فنی، صنفی، و حرفه­ ای

20.       عدم به کارگیری فنون و فناوری پیشـرفته در بخش ­های مختلف سینما

21.       عدم منابع انسانی خلاق و نوآور در تمامی عرصه ­های سینما

22.       نبود نظام مدیریتی مناسب برای برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و کنترل سینما

23.       عدم توزیع عادلانه و برنامه­ ریزی شده امکانات، پول، و قدرت در سینما در سطوح انسانی، طرح و برنامه ­ای، جغرافیایی، و زمانی

24.       فقدان الگوهای سامان‌یافته پیش‌بینی و برنامه‌ریزی تأمین منابع انسانی موردنیاز در بخش سینما

25.       عدم منابع جامع و مطمئن در خصوص تعداد نیروی انسانی شاغل (مستقیم و غیرمستقیم) در بخش سینما

26.       فقدان حتی یک مجموعه استودیویی کارآمد و با استانداردهای پیشرفته جهانی

27.       غیر واقعی بودن هزینه تولید فیلم و پس ­تولید و پایین بودن سطح کیفی تکنیک های فیلم و نمایش

28.       نبود امکان صرفه­ جویی و جلوگیری از دوباره­کاری در هزینه­ های تولید به دلیل فقدان یک شهرک سینمایی واقعی و متناسب با شرایط روز تولید فیلم

29.       کمیت و کیفیت نامتناسب تجهیزات مورد نیاز برای تولید و نمایش فیلم‌ها

30.       فرسودگی تجهیزات منقول و غیرمنقول نمایش، و سیستم­های تصویری، و صوتی، و امکانات بهره برداری از سینماها

31.       عدم نظام صحیح توزیع و نمایش فیلم در سینماها و شبکه­ های خانگی، تلویزیون، ماهواره ­ها، و

32.       عدم تکافوی منابع مالی تزریقی دولت به چرخه تولید و نمایش سینما

33.       عدم ساختار مطمئن و قابل نظارت در حوزه تأمین و هزینه مالی در صنعت سینما

34.       عدم شفافیت در سودآوری یا ضرر در سرمایه­ گذاری برای تولید و نمایش فیلم

35.       تردید و استنکاف منابع سرمایه­ گذاری از جمله بانک­ها در مورد صرفه و صلاح مشارکت مدنی در احداث پروژ­ه ­های سینمایی

36.       نامتناسب بودن قیمت بلیط سینما و هزینه­های تولید و نمایش فیلم، با وضعیت اقتصادی مردم

37.       عدم مطالعات دقیق برای تعیین نرخ اقتصادی بلیط سینما

38.       پایین بودن ضریب کارآیی سالن­های سینما در برابر سرمایه­ های نهاده

39.       نبود تنوع لازم در منابع مالی سینما، و بی­ ثباتی و سکون آن

40.       فراهم نبودن زمینه واقعی و سالم برای جذب سرمایهگذاری خارجی در سینما

41.       عدم فعالیت صحیح و اصولی برای جلب نظر تهیه کنندگان خارجی برای تولید فیلم در ایران

42.       ضعف در فرهنگ استقبال از سینما در میان اقشار مختلف مردم و مسئولان

43.       فقدان تلاش لازم سیاست­گزاران، مدیران، و عوامل تولید و عرضه فیلم بر افزایش واقعی تعداد بینندگان

44.       اصرار سینماگران و مسؤولان بر شرایط گذشته و کهنه با وجود ظهور و گسترش رسانه‌های نو مانند اینترنت و دیگر فناوری­ ها

45.       پایین بودن سرانه دیدن فیلم و رفتن به سینما در ایران، و کاهش روزافزون آن

46.       وفور مضامین و موضوعات تکراری و نخ نما شده در فیلم­ های سینمایی

47.       بی­ توجهی به نیاز و تمایل واقعی مخاطبان عمده سینما در کشور

48.       اشکال محتوایی بسیاری از فیلم‌ها و بی­ توجهی به واکنش منفی مخاطبان

49.       محدویت سبک­ها، و گونه­ های سینمایی در ایران

50.       پایین بودن سطح تکنولوژی تولید و نمایش

51.       وضعیت نامناسب داخلی و خارجی اغلب سینماها در مواجهه با تماشاگران

52.       استفاده ناصحیح و تفننی از ویدئو و سینمای خانگی

53.       دسترسی نامناسب به سینماها

54.       ناهماهنگی بین سیستم­ ها و کانال‌های مختلف نمایش فیلم

55.       وجود گسترده شبکه‌های توزیع غیرمجاز فیلم‌ها

56.       بی ­توجهی به ظرفیت‌های جامعه ایران برای ارتقای فرهنگ رفتن به سینما و نزدیک شدن به شاخص‌های جهانی

57.       نزدیک بودن سهم سینما در سبد هزینه­ های خانوارهای ایرانی به صفر!

58.       ناهماهنگی و شکاف اساسی میان سینما و تلویزیون

59.       عدم هماهنگی لازم میان سینما و شبکه نمایش خانگی

60.       و...

نظر مقام معظم رهبری در باره سینمای ایران

پ.ن:

من چندتا از نمونه هایی را که در فیلم ضمیمه به عنوان شاهد و مصداق بیانات مقام معظم رهبری آورده شده، مصداق نمی دانم و آنها را خلاف نگاه ایشان تشخیص می دهم.

شما که فیلمنامه تان به اتمام رسیده  و به سرپنجه همت خود ریزه کاریهای زیادی را در تمامی صفحات فیلمنامه تان از خود به جای گذاشته اید و وقت زیادی را صرف کرده اید و مطمئن هم هستید که به بهترین شکل ممکن آن را به پایان برده اید، و چندین بار از روی آن بازنویسی کرده اید تا به نتیجه دلخواه دست یافته اید و هنوز هم بخش زیادی از لوازم التحریری که از فروشگاه خریده اید روی میزتان باقی مانده است، اکنون به باز شدن دریچه هایی از امید نیاز دارید.

حالاست که باید برای مدتی کار منشی تان را خودتان به عهده بگیرید و خودتان بازاری برای فروش فیلمنامه تان بیابید. بنابراین ابتدا باید بازارفروش فیلمنامه تان را بشناسید و متوجه شوید که فیلمنامه تان را بهتر است به کجا ارائه کنید. آیا مثلا به استودیوی بزرگ فیلمسازی دیزنی، کلمبیا، یا فوکس قرن بیستم؟ خیر! هیچکدام. شما باید بازاری را پیدا کنید که شما را بپذیرد. مثل یک تهیه کننده خصوصی و مستقل. این می تواند بازار هدف شما باشد. تهیه کننده  شخصیت شناخته شده ای دارد که فیلمنامه های مختلفی را مطالعه می کند و بین آنها بهترین ها را انتخاب می نماید و برای  رسیدن به یک نتیجه قابل قبول آن را با بعضی دیگر از هنرمندان در میان می گذارد، آنگاه اوست که فیلمنامه شما را در صورت توافق به یک استودیوی بزرگ پیشنهاد می دهد.

در هالیوود هزاران تهیه کننده جزء هستند که تمام وقت یا پاره وقت فیلمنامه های رسیده را  کلمه به کلمه می خوانند و پس از دسته بندی آنها را به شرکت های اصلی تولید فیلم ارائه می دهند. شرکتهای بزرگ فیلمسازی  که فیلم ها و برنامه های تلویزیونی زیادی را  برای زمان خاصی برنامه ریزی کرده  و نیاز دارند.  این تهیه کنندگان جزء نماینده فیلمنامه نویسان مبتدی یا ناشناخته هستند.

معمولا هر شرکت معتبر و بزرگ تولید فیلم فرد یا افراد مشخصی را دارد فیلمنامه های رسیده را می خوانند. آنان در بعضی اوقات نمی دانند فیلمنامه ای که قرار است بخوانند متعلق به کیست. در این مواقع این افراد معمولا از خواندن فیلمنامه ای با نویسنده ناشناخته امتناع می کنند، چون اولا فیلمنامه های زیادی دارند که باید بخوانند و فرصتشان اجازه خواندن فیلمنامه فرد ناشناس را نمی دهد، ثانیا از اینکه روزی نویسنده ای پیدا شود بر سر مالکیت این فیلمنامه اقامه دعوی کند می ترسند. برای آنها پاسخ دادن به نویسنده ای که از طرق قانونی ادعا کند که مثلا فیلمنامه فیلم سینمایی "روز استقلال" را که مربوط به تهاجم بیگانگان است را از من دزدیده اند، خیلی سخت است.

پس چگونه باید به شرکت های معتبر فیلمسازی و کارکنانشان دست پیدا کرد؟ برای فیلمنامه نویسان ناشناخته لازم است برای این کار از طریق یک نماینده عمل نمایند. هرچند بعضی تهیه کنندگان فیلمنامه های شما را اگر علامت حق مالکیت شما را بر آن ببینند مطالعه می کنند (چون این علامت نشان می دهد که فیلمنامه از کسی سرقت نشده است) اما باز هم مثل وقتی که یک نماینده معتبر آن را ارائه دهد نمی شود. مثلا اگر مشکلی پیش بیاید آنها با نماینده شما تماس می گیرند، این تماس ممکن است فیلمنامه شما را در موقعیت خوبی برای فروش بگذارد. ولی شما نمی توانید با کسی که فیلمنامه شما را می خواند ارتباط برقرار کنید. البته به ندرت این امکان هم هست که او با شما هم تماس بگیرد و به گونه ای  شما را همانند یک تهیه کننده در جریان مسایل فیلمنامه قرار دهد (که این خیلی خوشحال کننده است) اما معمولا چنین اتفاقی نمی افتد. چون ممکن است حتی مسئول مطالعه فیلمنامه ها در یک استودیوی کوچک هم به خاطر ناشنس بودن شما فیلمنامه تان را از دور خارج کند (چه رسد به یک شرکت بزرگ) و حتی به این نکته هم توجهی نکند که شما ممکن است از فاصله ای بسیار دورتر از هالیوود یا نیویورک  و به امیدی فیلمنامه تان را برای آن شرکت ارسال کرده اید.

این است که: فیلمنامه نویسان تازه کار از اول هم باید دقیق عمل کنند. یک فیلمنامه نویس موفق هرچند هم مبتدی باشد اجازه نمی دهد هیچکس با فیلمنامه مثلا 120 صفحه ای او شانسی برخورد کند، چرا که ممکن است این کار به متوقف شدن فیلمنامه اش منجر شود که هیچگاه ساخته نشود.

نوشته: دورانت ایمبودن - برگردان به فارسی: مهدی عظیمی میرآبادی